شیعیان تنوری، پدیده خلقت

سه شنبه 13 بهمن 1388 08:54 ب.ظ

نویسنده : محمد جواد

امروز با یکی از موسوی چی ها  بحث می کردم. سعی داشتم به راه بیاورمش تا بیعتی بکند. خیلی زور زدم آخر دقت کردم دیدم نرود میخ آهنی در سنگ. با اینکه دو حرف ساکن کنار هم ثقیل است، اما باید گفت: خیلی دگم بود.

فکر می کرد آقا محبوبیتش را از دست داده است. البته مطمئن نیستم که فکر می کرد یا نه. از اینکه به متفکرین توهین شد ببخشید.

بعد این توهمات بی اصل و ریشه یاد صحبت شهید حسن باقری افتادم:

...اگر امام صادق-علیه السلام-یک شیعه تنوری مثل هارون مکی داشت،

الان ولایت فقیه صدها بسیجی دارد که به یک اشاره مولایشان به قلب آتش می زنند.

این بسیجی ها پدیده ی جدید خلقت اند...




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

یک .دو

سه شنبه 13 بهمن 1388 08:52 ب.ظ

نویسنده : محمد جواد

بسمه تعالی


یک


بعد از خواندن نیاز مندیهای روز نامه شاید راحت ترین کار فریب دادن مردم و ایجاد شبهه باشد. معمولا همان ها که با ماژیک علامتگذار (منظورم فسفری ِه) در روزنامه ها دنبال کار می گردند، می توانند به راحتی با پرتاب یک انتقاد چندین جوان مستعد و بی اطلاع را به وجد بیاورند. باید ما هم حواسمان جمع باشد، حداقل امسال. چرا که دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را. ابتدا فضا را طوری می کنند که مردم چیزی را نبینند. می دانند اگر همه چیز مشخص باشد دیگر کسی... نه کسی، بل دیگر هیچ ناکسی هم برایشان نمی ماند. صدای شریح را بلوتوث می کنند که "حسین را تکفیر می کنم او و خاندانش خارج شده اند." و بعد کیسه سنگ برای بام ها ارمغان می برند. آخر نمی شود بگویند:«آن ها که دوست دارند به فرماندهی شقی ترین آدم دنیا به ترین بنده خدا را بکشند، در فلان سایت آدرس و یک شماره بگذارند. تابرویم و سر مبارکش را به نیزه های بی برکتمان مزین کنیم.» خب اگر این گونه بگویند حتی پَت و مَت هم مردد می شوند چه برسد به باهوش تر ها. ساده تر ها می پرسند که «چرا شما می خواهید این کار را بکنید؟ مگر نمی دانید که این کار جنایت و نامردی است؟ »


باید حواسمان جمع باشد و عبرت بگیریم در راس همه از عاشورا. اگر شما در دشمن بنگرید می بینید آن ها هم از عاشورا عبرت می گیرند. یاد می گیرند که سپاه یزید با تمام غبار آلودگی فضا اما باز هم تعدادی اطرافیانش از بین گرد و غبار جذب نور شدند. آن ها درس می گیرند و سعی می کنند غبار بیشتری به پا کنند تا پس از کشتن حسین که کور خوانده اند- جمعیت ضاله شان ناراحت هم نشوند و خیال کنند همچنان دارند خدا جویی می کنند و این که آمدند در عاشورا به حرمت کسی تعارض کردند که سال ها برایش گریه می کردند، جزئی از سیر الی الله بوده و شما سالکان سیر خدا می دانید که دستور استاد را نمی شود انجام نداد مخصوصا استاد عرفان. می گویند:«رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند.» هر کسی خدای خودش را طوری پیدا می کند. یکی در جای جای هستی، یکی در کلیسا، یکی هم به کمک صدها کُرد عضو سازمان منافقین در خراب کردن اموال عمومی و هتاکی و بی بی سی فارسی. بعضی با بیانیه هاشون خدای خودشان را به نمایش می گذارند. می گویند:«خدای من این است.» خب بله، از شما با این کمالات بیشتر از این هم انتظار نمی رفت. اما شما که این گونه ای در این جا چه کار می کنی؟ البته نمی دانم کجا باید این غلط ها را بکنی. زیرا هیج جا آتش زدن و شکستن و زدن مردم را نماز نمی دانند. با وضوی کفر در جلگه شیطان شاید جایی داشته باشی. باید از عاشورا درس بگیریم. شریح ها را و عمرسعد ها را و عبید الله ها را بشناسیم. دشمن از ما جلو نزند. فکر کنیم در عاشورا. عاشورا دقیقه 90 است. لحظه ای بیش نیست. "لحظه را باید شناخت. نیاز را باید دانست."


دو


این روز ها بازار بعضی چیز ها گرم، شاید برای قشری، قشر که نه، برای جمعیتی خیلی گرم شده است. بازار نظر دادن و کامنت گذاشتن و پیامک زدن.


در مجلسی بودیم. بزرگ ها مشغول بحث بودند. پسر بچه ای که شیطنت از سر و رویش زمین می ریخت، گاه گاهی از بزرگ تر ها می خواست به او نگاه کنند. او هر لحظه توجه بیشتری می طلبید اما سیر بحث و دفعات توجه خواستن پسرک بزرگ تر ها را به این کار بی رغبت تر می کرد.


این اواخر بعضی ها هستند که شاید تعدادشان قبل از پِخ کردن 2-1 میلیون باشد، و به زور پیامک و در دنیای غیر واقعی شاید بشوند 3 میلیون. که نمی شوند. و من این آمار را برای دل خوشی شان دادم. این ها می خواهند بگو یند:«ما پیروزیم چون بی شماریم.» البته که نیازی به اظهار تعداد از جانب ما نیست. چرا که حتی قبل از 9 دی هم تعداد ما مشخص بود و نیازی نداریم که واضحات را توضیح دهیم. آن هایند که از هزار دادکان و دات کام استفاده می کنند تا بگویند چند تا اند. اگر آن ها بخواهند فقط تعداد ما را بشمارند باید ساعت ها وقت ثبت احوال را بگیرند. این را هم اضافه کنم که آن ها نه سواد درست و حسابی دارند و نه چشم دیدن این امت را. ساندویچ و مرخصی و هزار جایزه از خود در می آرند تا بگویند این امت گشنه ساندویچ اند و اگر نه چرا بیایند در خیابان ها تشنه خون هتاکان باشند. اگر آن ها این اظهار بی شماری خود را مطرح نمی کردند مردم این قدر خیالشان از دشمنان راحت نمی شد چرا آن ها را 13 میلیون می پنداشتند. این هم از خنگی دشمنان که بایست گفت:« ایول امام سجاد-علیک السلام-» البته که بعضی ساده لوح های حق طلب اشتباه می کنند و می گویند:«امت حزب الله با پیامک به فلان شماره حزب شیطان را در خود حل کند.» ما نیازی به ابراز نداریم. ما سایت را میدان جنگ نمی دانیم. ما اندیشه را معرکه می خوانیم. آن عقلی که لبیک یا حسین بگوید، پیروز است و آن بی عقلی که لبیک غیر حسین... ما نباید کمکشان کنیم. جو را طوری قرار ندهیم که توجه به این اندک جلب شود. اگر کامنتی علیه شان بگذاریم در سایت درج نمی شود. و از سایت های خودشان اصلا انتظار دو طرفه بودن ندارند. اما تیر یک طرفه بودن را به هدف صدا و سیما گرفته اند.


باید فهمید. کمک کرد و کمک نکرد. بلند گو شد و بلند گو نشد. عاشورا دقیقه 90 است. لحظه ای بیش نیست. "لحظه را باید شناخت. نیاز را باید دانست."






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

موسوی بیانیه میدهد

جمعه 9 بهمن 1388 01:34 ب.ظ

نویسنده : محمد جواد

"قل لا یعلمُ مَن فِی السماواتِ و الارض الغیبَ الا الله..." سورة النَّمل-65
آیا به غیر از خدا کسی غیب آسمانها و زمین را میداند؟
استقراء نشان میدهد که پیش بینی های کیهان طی نزدیک به یک سال گذشته از مراحل فتنه ی اخیر چه قبل از انتخابات و چه بعد از آن و به گواهی نسخه های پیشین این روزنامه دقیقا همانگونه که پیش بینی شده بود اتفاق افتاد و اما این روزها مدعای دیگری را در رابطه با ایام دهه فجر در شماره19570 مطرح کرده است. از آنجایی که همه پیش بینی های کیهان از مراحل فتنه اتفاق افتاده پس احتمال اینکه مسئولان این روزنامه بدون دلیل تیری را در تاریکی به سمت هدف رها کرده باشند و پیش بینیشان درست از آب در آمده باشد نیست و دیگر احتمال آنکه از غیب(منظور آنچه پنهان است و مسلما دلیلی بر آن نمیتوان یافت) مطالبی را بدانند هم نخواهد بود. و 5 پیش بینی کیهان از  عملکرد سران فتنه درایام دهه فجر:
و اما، این روزها، براساس فرمول یاد شده باید منتظر صدور بیانیه ای از سوی موسوی یا خاتمی و یا هر دو نفر آنها بود. تاکید به قید « این روزها» به علت نزدیک بودن دهه فجر و مخصوصاً روز همیشه بزرگ 22 بهمن است. باز هم براساس همان فرمول، موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود اولا؛ بر ضرورت حضور در راهپیمایی 22 بهمن تاکید کنند، چرا که در غیر اینصورت 22بهمن نیز مانند 9دی به عنوان رفراندومی بی نظیر علیه سران فتنه و مدیریت بیرونی آن یعنی مثلث سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس، ثبت خواهد شد بنابراین سران فتنه با صدور بیانیه باید خود را بخشی از مردم قلمداد کنند. مردمی که روز 9 دی بر اخراج آنها از دایره ملت و نظام و انقلاب تاکید ورزیدند.
ثانیاً؛ و باز هم مطابق همان فرمول ، موسوی و خاتمی باید در بیانیه خود وانمود کنند که حرکتی به نام «جنبش سبز» هنوز وجود دارد و از هواداران فراوانی برخوردار است! این بخش از بیانیه برای آن است که به قول «جرج سوروس» زمینه برای انتقال «کودتای مخملی»- بخوانید فتنه- از خیابان به فضای مجازی فراهم شود، چرا که در خیابان ادعای «فراوانی هوادار» با توجه به ریزش شدید آنها امکان پذیر نیست ولی در فضای مجازی می توان کماکان بر «فراوانی هواداران»! اصرار ورزید. بنابراین اگر موسوی و خاتمی در بیانیه خود سخنی از جنبش سبز!! به میان نیاورند، زمینه ای برای انتقال فتنه از خیابان به فضای مجازی وجود نخواهد داشت.
به سخنرانی طولانی و اخیر هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا توجه کنید. او تاکید می کند که در شرایط کنونی باید اپوزیسیون داخلی را از خیابان ها به فضای مجازی برد و از اختصاص بودجه ویژه برای این انتقال خبر می دهد.
ثالثاً؛ موسوی و خاتمی در بیانیه ای که اکنون وقت انتشار آن است، سردادن یکی از شعارهای مخصوص انقلاب را توصیه می کنند. این شعار احتمالا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» خواهد بود، چرا که سران فتنه طی چند ماه اخیر، مخصوصا در جریان آشوب آفرینی روز قدس، 13 آبان، 16 آذر و از همه رسواکننده تر، اهانت به ساحت مقدس امام حسین(ع) در روز عاشورا، نشان داده اند که به هیچیک از مبانی انقلاب و نظام کمترین اعتقادی ندارند ولی راهپیمایی چند ده میلیونی 9 دی به سرویس های سه گانه سیا، موساد و اینتلیجنت سرویس و ماموران داخلی آنها فهمانده است که به خاطر جنایت ها و خیانت های خود بایستی در انتظار محاکمه و مجازات سختی باشند. این بخش از بیانیه، قبل از هر چیز برای فرار از محاکمه و مجازات است.
رابعاً؛ اگر قرار باشد که اراذل و اوباش اجاره ای در روز 22 بهمن هیچ شعاری علیه نظام اسلامی ندهند، کورسوی فتنه نیز تمام شده تلقی می شود و انتقال آن به فضای مجازی که هیلاری کلینتون آشکارا- و جرج سوروس و شارپ در نهان- بر ضرورت آن تاکید ورزیده اند، مسخره خواهد بود، و به این معنی است که «هیچ» را از خیابان به فضای مجازی برده اند! بنابراین، موسوی و خاتمی- مطابق فرمول یاد شده- باید در بیانیه خود اعلام کنند کسانی که شعار ساختارشکنانه سرمی دهند از ما نیستند!!
خامساً؛ به هنگام اجرای همین فرمول در اوکراین، سران کودتای رنگی، خرابکاری ها را به حاکمیت نسبت می دادند، از این روی و از آنجا که سران فتنه بی کم و کاست- و البته بسیار جاهلانه- از همان فرمول استفاده کرده اند، احتمالا در بیانیه خود اعلام می کنند هر کس روز 22 بهمن شعار ساختارشکنانه سرداده و یا دست به آشوب بزند، وابسته به حاکمیت است!!
ممکن است گفته شود وقتی موسوی و خاتمی می بینند که فرمول آنها لو رفته است از صدور بیانیه پیش بینی شده در این نوشته، خودداری می ورزند که باید گفت؛ صدور این بیانیه بخشی از فرمول دیکته شده است و سران فتنه ملزم به انجام آن هستند. مگر مراحل قبلی فتنه از سوی کیهان پیش بینی نشده بود؟ چرا پیشگیری نکردند؟!




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

کشش باید از او باشه!

دوشنبه 5 بهمن 1388 07:56 ب.ظ

نویسنده : محمد جواد

شمر بن ذی الجوشن در جنگ صفین در کنار علی میجنگید و هوادار او بود ... اما ظهر عاشورا :
 خواست خیمه ها را مقابل چشمان حسین
(علیه السلام) به آتش بکشد ، بهترین یاران حسین (علیه السلام)
و بهترین مردم را به شهادت رساند و آخر کار این ملعون این بود:
جلس علی صدر الحسین علیه آلاف تحیة والثنا

زُهَیر بن قَین در جنگ صفین مقابل علی (علیه السلام) جنگید ، و از هواداران عثمان بود ...
اما...سال شصت هجری بود که از سفر حج برمی گشت (همان هنگام که امام حسین(علیه السلام) از مکه به سمت کوفه حرکت کرده بود) ، دوست نداشت با حسین(علیه السلام) برخورد کند و نمی خواست با آقا هم منزل شود ... اما به ناچار بر خلاف میلش با حسین(علیه السلام) هم منزل شد و آقا شخصی را در پیش فرستادند ، زهیر بی توجهی کرد... اما همسرش به اوفریاد برآورد
أجب أباعبدالله...
زهیر با کراهت پذیرفت و ساعاتی در محضر آقا بود ، چه ها شنید !؟...وقتی از خیمه امام بیرون آمد یک کلام از او شنیده شد:
"عَزَمتُ علی صُحبةِ الحسین"


در شب عاشورا گفت: «اگر هزار بار کشته شوم و زنده گردم دست از یاری پسر پیامبر بر نخواهم داشت»
 ... وهنگام شهادتش امام به سر بالین او آمد ، بر او دعا خواند و قاتلانش را نفرین کرد

یا زهیر بن قین بجلیرحمة الله علیه امام چه با تو گفتند که ندای عزمت علی صحبة الحسین سر دادی تا پای جان ...
و اینک در نزد تو یا زهیر میگوییم :
"عَزَمتُ علی صُحبَةِ المَهدی"


کوشش عاشق بیچاره به جایی نرسد
تا که از جانب معشوق نباشد کششی




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

بهانه اهل تاریکی.مبنای تو آزادی

دوشنبه 5 بهمن 1388 07:46 ب.ظ

نویسنده : محمد جواد


مرد آمد. و ساعت ها با لاله صحبت کرد. لاله را با آن همه حرف های به ظاهر قشنگ خودش تنها گذاشت. و رفت. و انگار دنبال لاله ای دیگر می گشت. فردای آن روز دو باره آمد. لاله را نوازش می کرد و حرفهای دی روز را زیباتر بیان می نمود. می گفت:«مرگ از آزاد نبودن به تر است.» قفس را می کوبید و رهایی را تجلیل می کرد. طوری حرف می زد انگار خودش برای آزادی مرده است و این روح اوست که دارد حرف می زند. همه حرفهایش البته قشنگ بود و دلچسب. رویایی و عارفانه. اما وقتی به مرحله عمل می رسید... نه این که اهل عمل نباشد و پای حرفش نایستد. نه. اما می فهمیدیم که نه می داند آزادی چیست نه قفس. عزت و ذلت را قاطی کرده بود و مرگ را از خود کشی تمییز نمی داد.


مثل کسی که ما را به بهانه شنا روی صندلی های اتوبوس کویر می نشاند. از گرمای جنگل بد می گفت و خنکای کویر را به رخمان می کشید. می دانست در کویر وقتی گرما کم می شود که همه جا را ظلمت گرفته است. می دانست خنک می شوی اما سیاهی نمی گذارد قدم از قدم بر داری. آن هم با سرمای افراطی کویر. اما به روی خود نمی آورد. سرمای شبانه کویر در نظر او آزادی است و آب و هوای خوش جنگل ذلت. می گفت:«استبداد درختان را ببین که چشم های ما را فقط به سوی خودش جلب می کند. با دیکتاتوری نمی گذارد جای دیگر را ببینیم.» باید به او گفت:«آخر تو فکر می کنی کویر و سرمای ظلمت زده او به تر از نسیم های خوش بوی جنگل است که هر بار اسانس برگ و میوه ای جدید را به مشام می رساند؟ آیا از طوفان های شن خبر داری؟ آیا بی آبی کویر را به جای دریا به مردم غالب می کنی؟ گنجشک را جای قناری؟ مگر نمی گفتی که عاشق دریایی؟ مگر نمی گفتی که دوست داری پر کاه باشی؟ سبک سبک، آماده پریدن؟ کویر پا بندت می کندها. مگر نمی گفتی جنگل شوق مرا به بهشت زیاد می کند؟ کویر حالت را از زندگی به هم می زندها. آخر چی تو را از عقایدت این قدر دور کرده؟!


مرد را می گفتم... آری... آمده بود تا لاله را از ریشه جدا کند و لاله هم راضی شده بود و می خواست که آزاد! باشد. نمی دانست آزادی یعنی رشد. رشد یعنی رسیدن به حقیقت خود. رسیدن به حقیقت خود یعنی رفتن تا به خدا. و خدا یعنی... . باید همه را با هم تعریف کرد و اگر نه دست غیر می آید و این واژگان مقدس را برای تعاریف خود انتخاب می کند. و بعد لاله ها را این گونه از خاک جدا می کند. می گوید:« آزاد باش. مرا ببین چه گونه راه می روم و در بند خاک نیستم.» لاله ها هم نمی دانند. فریب می خورند و چندی بعد پژمرده می شوند.


رشد را از تعریف خود جدا می کنند. و لاله را از جای خود. پدرم می گفت اگر کسی بخواهد پالان خر را در شهر بفروشد. نمی گوید:« پالان دارم...» می گوید:« کت جدید آوردم... بدو...بدو...» این ها حتی "جدید" را هم نمی گویند. حرف های خود را در قالب های دینی و زیبا به خورد مردم می دهند. آمپول بی هوشی را بعد از شکلات تزریق می کنند. می گویند:« کویر خوب است. خنک.» اما نمی گویند هر ظلمتی در هر جایی باشد برای اهل تاریکی خنک و دلچسب است. ولی من می گویم. خودشان ظلمت زده اند. تو را نیز می خواهند به ظلمت بکشانند. باید تاریک کنند. تو را نیز. دل تو را نیز. و واژگان مقدس تو را نیز. چون تو او را و بقیه را به نور می خوانی.


جنگلا؛ تو را دیکتاتور می نامند چون کویر و شب های سردش را مظهر آزادی. تو و زندگی زیر شاخه های تو را ذلت می خوانند. زیرا آفتاب سوزان کویر و رمل های متزلزلش را عزت. لاله من؛ رشدت بر خاک را نمی توانند ببینند. می دانند تکیه تو بر خاک است. تکیه گاهت را می گیرند. می گویند:« آزادی نداری. حق رشد نداری.» تو سبز می شوی نمی توانند خود را نگه دارند .می دانند از سبز خوشت می آید.(آخه قیدیما وختی می خاستن برن شیکار خرگوش. صدای هویچ در می آوردن. تا خرگوش بیاد و بگیرنش.) اما "احمق ها فکر کردند این جا هم گرجستان است." می گویند:« آزاد نیستی.» اگر بله قربان بگویی از رشد می افتی. مقاومت کنی متهم به دیکتاتوری می شوی.


هدف تو چیست؟ رشد یا عدم اتهام؟ مبنای تو؟ پس آزاد باش. بگذار دیکتاتور بنامندت کسانی که ذلت را عزت و عزت را ذلت می دانند و به خورد مردم می دهند. آزاد باش. بگذار سنگت بزنند. لاله باش. بگذار خون تو را آنان که مهاجمانِ رشدند بریزند. رشد هدف توست. آزادی وسیله ات.





دیدگاه ها : نظرات
دنبالک ها: سایت منبع ،
آخرین ویرایش: - -



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات